Warning: Undefined array key "HTTP_ACCEPT_LANGUAGE" in /www/wwwroot/ghanonyar.ir/includes/functions.php on line 8
کتاب زنان و فرهنگ فقر، تألیف دکتر انیس رضایی منتشر شد! - انتشارات فرزانگان دانشگاه
Warning: Undefined array key "HTTP_ACCEPT_LANGUAGE" in /www/wwwroot/ghanonyar.ir/includes/functions.php on line 8
ارسال کتاب سبد خرید

کتاب زنان و فرهنگ فقر، تألیف دکتر انیس رضایی منتشر شد!

تصویر کتاب

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                            شماره صفحه

پیشگفتار. 11

مقدمه. 15

فصل اول: کلیات و مفاهیم اولیه در راستای شناسایی واژه فقر، ویژگی های فرهنگ فقر و نظریه های اقتصادی  مربوط به موضوع با مداقه در پیشینه تحقیقاتی و پژوهشی.. 25

بخش اول: بررسی مفاهیم اولیه. 25

بند اول: تعریف فقر. 25

بند دوم: مفهوم فرهنگ.... 28

بند سوم: تعریف مفهومی فرهنگ فقر. 30

بخش دوم: تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای مستقل.. 33

بند اول: سرمایۀ اقتصادی.. 33

بند دوم: تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای زمینه‌ای.. 36

بخش سوم: بررسی و شناخت نظریه های مرتبط با فقر. 37

بند اول: نظریه‌های اقتصادی.. 38

بند دوم: رویکرد توسعه با تأکید بر تأمین نیازهای اساسی.. 42

بند سوم: الگوهای اقتصادی ناظر بر برابری و رفع فقر. 45

بخش چهارم: تحلیل و شناسایی نظریه‌های اجتماعی مرتبط با فقر. 47

بند اول: نظریۀ فقر چرخه‌ای.. 47

بند دوم: نظریۀ فقر منزلتی.. 48

بند سوم: نظریۀ طرد اجتماعی فقرا 61

بخش پنجم: نگاهی به دیدگاه اجتماعی-سیاسی فقر یا چشم‌انداز موقعیتی.. 68

بند اول: دیدگاه محیط شناسان طبیعی.. 70

بند دوم: دیدگاه فرهنگی.. 71

بخش ششم: اهمیت فرهنگ فقر و لزوم پرداختن به آن.. 78

بند اول: ابعاد فرهنگ فقر. 78

بند دوم: ویژگی‌های فرهنگ فقر. 80

بخش هفتم: فرهنگ فقر در میان فرزندان سانچز. 92

بند اول: ویژگی‌های خاص بلوک کاساگرانده محل زندگی خانواده سانچز. 93

بند دوم: ویژگی‌های خاص در راستای کار و تحصیل و درآمد.. 94

بند سوم: دیدگاه و تصور آنان از زن.. 94

بند چهارم: جایگاه و نقش پدر در خانواده. 95

بند پنجم: ارزش‌های اجتماعی.. 95

بخش هشتم: زمینه‌های پیدایش خرده‌فرهنگ فقر با توجه به تجارب تاریخی.. 97

بند اول: چشم‌انداز ربطی.. 100

بند دوم: نا برابری و فرهنگ فقر. 101

بند سوم: تفاوت در فرصت‌های زندگی.. 102

بند چهارم: نابرابری درآمدی.. 102

بند پنجم: تفاوت در پایداری اجتماعی - زیستی.. 103

بند ششم: تفاوت در فرهنگ.... 104

بند هفتم: تفاوت در رفتار اجتماعی.. 104

بند هشتم: رهیافت نابرابری تعریف فقر و رهیافت محرومیت نسبی.. 107

بخش نهم:  نگاهی به پیشینه‌ی علمی موضوع کتاب... 107

بند اول: مطالعات داخلی.. 108

بند دوم: تحقیقات خارجی.. 119

بند سوم: نتیجه‌گیری از ادبیات تجربی (مطالعات داخلی و تحقیقات خارجی). 125

فصل دوم: بررسی و تحلیل یافته های کیفی و کمی با مداقه در توصیف متغیرهای پژوهش... 127

بخش اول: یافته‌های کیفی.. 127

بند اول: نابسامانی اقتصادی.. 130

بند دوم: تعلق محلی.. 133

بند سوم: بی‌تفاوتی خانوادگی.. 134

بند چهارم: بی‌تفاوتی اجتماعی.. 136

بند پنجم: ناامیدی.. 138

بخش دوم: یافته‌های کمی.. 140

بند اول: توصیف متغیرهای پژوهش با نگاهی به ویژگی‌های عمومی پاسخگویان.. 140

فصل سوم: نتیجه‌گیری و جمع بندی بحث... 173

بخش اول: خلاصه مباحث... 173

بخش دوم: نتیجه‌گیری.. 177

بخش سوم: پیشنهادات مولف... 180

بند اول: پیشنهادهای پژوهشی.. 180

بند دوم: پیشنهادهای اجرایی.. 181

منابع و ماخذ.. 185

 
 

پیشگفتار

فقر یکی از آسیب­های مهم اقتصادی و اجتماعی است که نه تنها مورد بررسی جامعه شناسان، بلکه از سوی اقتصاددانان، سیاسیون و ادیان مختلف نیز موردتوجه قرارگرفته است که نشان از اهمیت و پیچیدگی موضوع دارد. فقر به عنوان یکی از اولین آسیب‌های اجتماعی قدمتی برابر با تاریخ بشر دارد. می‌توان گفت که بسیاری از مشکلات اجتماعی پیامد فقر است. بدون تردید فقر و نابرابری‌های اقتصادی از زمرۀ مهم‌ترین معضلات جامعۀ بشری است که از جایگاه ویژه‌ای در بین سایر مسائل اجتماعی برخوردار است. فقر از بنیادی‌ترین مشکلات زندگی انسان است که با وجود پیشرفت و توسعۀ گسترده در زندگی بشری، میزان آن نه تنها کاسته نشده بلکه طبق آمارهای موجود در حال افزایش نیز هست (اسفندیاری، 1382:42). علاقه به مطالعۀ پدیدۀ فقر شهری تقریباً هم‌زمان با شکل گرفتن شهرهای صنعتی و نابسامانی‌های حاصل از ورود گستردۀ مهاجران روستایی به آن‌ها در قرن نوزده و از خلال کتاب‌های مهم و تأثیرگذاری چون "وضعیت طبقۀ کارگر در انگلستان " اثر فردریش انگلس-که در اواخر همین قرن منتشر شد و در حقیقت توصیفی از محله‌های فقیرنشین لندن و چند شهر دیگر بریتانیا بود - آغازشده بود. بااین‌حال فقر شهری و فرهنگ فقر چه در کشورهای توسعه‌یافته و چه بعدها در کشورهای درحال‌توسعه به موضوعی دارای اولویت برای انسان‌شناسی شهری در همۀ کشورها بدل شد (خورشید چهر، 3:1384).

فرهنگ فقر از مفاهیم مهم انسان‌شناختی است که به حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی، اقتصاد، توسعه و جامعه‌شناسی و همچنین گفتمان عمومی و رسانه‌ها نیز نفوذ کرده است. گرچه دربارۀ فقر و مردم فقیر بسیار نوشته‌اند، مفهوم «فرهنگ فقر» هنوز نسبتاً تازه و ناآشناست. اصطلاح فرهنگ فقر در کاربرد انسان‌شناسی الگویی از زندگی است که از نسلی به نسلی سپرده می‌شود. بدین معنا فقر تنها به معنای محرومیت اقتصادی، بی‌سازمانی یا کمبود بسیاری از چیزها نیست بلکه فقر دارای ساخت است، مکانیسمی عقلایی و تدافعی دارد که بدون آن فقرا به‌زحمت می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند به‌عبارت‌دیگر شیوه‌ای از زندگی است (لوئیس، 1353: 27).

امروزه، جایگاه انسان‌محور اصلی توسعه است و توجه به نیازهای اساسی وی و رهایی از فقر صرفاً جنبۀ بشردوستانه ندارد، بلکه بهره‌مندی از ابعاد توسعه و رها شدن از فقر یک حق مسلم در قوانین بین‌الملل محسوب می‌شود. طی سال­های اخیر، با اوج گرفتن بحث‌هایی که لزوم نیل به توسعۀ پایدار را نیاز جامعه امروز ایران می‌دانند، ارتقای سطح رفاه و کیفیت زندگی زنان نیز جز لاینفک این فرایند تعریف شد (محمدپور و علیزاده، 1390: 197-165). توسعۀ پایدار به عنوان یکی از بسترهای تعالی و رشد انسان آنگاه می‌تواند موفقیت آمیز باشد که با یاری و مشارکت همۀ گروه‌های اجتماعی و برای آن‌ها صورت پذیرد. در میان گروه‌های اجتماعی زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و به دلیل ارتباط مستقیم آنان با گروه‌های سنی جوانان، نوجوانان، کودکان و نیز تأثیر نیم دیگر جمعیت یعنی مردان از مهم‌ترین و مؤثرترین گروه‌های اجتماعی به شمار می‌آیند. و این واقعیتی است که در جوامع درحال‌توسعه کمتر موردتوجه قرارگرفته است. به همین جهت علی‌رغم برنامه‌ریزی‌ها و حمایت‌های انجام یافته هنوز زنان در بعضی کشورها نتوانستند به‌جایگاه و نقش مناسب خود در ادارۀ امور کشور و در تصمیم‌گیری‌ها دست یابند (مجلسی، 37:1385).

واضح است که توسعۀ واقعی مستلزم مشارکت همۀ شهروندان در فرایند توسعه است، این گفته بدان معنی است که باید هم در سطح ملی و هم در عرصۀ بین‌الملل مسائل و مشکلات زنان در اولویت قرار بگیرد علاوه بر این نکته، سهم نابرابر و بیشتر زنان از فقر که غالباً در مفهوم زنانه شدن فقر (شادی طلب و گرایی نژاد، 1383؛ شالچی و عظیمی 1398) انعکاس یافته است، محقق را بر آن داشت که برای انتخاب جامعۀ هدف بر زنان متمرکز شود.

استان کرمانشاه و به‌تبع آن شهرستان کرمانشاه یکی از استان‌های محروم، جنگ‌زده و کمتر توسعه‌یافته است که اگر بخواهد در مسیر رشد و توسعه بخصوص توسعۀ پایدار گام بردارد باید مردم و فرهنگ آن‌ها را به‌خوبی شناسایی و مطالعه کند. پژوهش حاضر به دنبال شناخت دقیق از وضعیت فرهنگ فقر و مؤلفه‌ها و مشخصه‌های آن در بین زنان کرمانشاه است تا بتواند با شناخت این مسئله گامی هرچند کوچک در مسیر رشد و توسعۀ جامعه بردارد. در فصل حاضر ابتدا بیان مسئله، سپس ضرورت و اهمیت تحقیق، اهداف، فرضیات و .... ارائه می­شود.


 

مقدمه

فقر و نابرابری­ها و بی­عدالتی­های اقتصادی از جمله­ی مهم­ترین مشکلات در جامعۀ بشری امروز هستند که طیف وسیعی از مردم در جوامع مختلف را درگیر خود ساخته­اند. بر اساس آمار و اطلاعات گزارش شده، فقر از جمله­ی مشکلات در زندگی انسان هست که با وجود پیشرفت و توسعه گسترده در زندگی بشر­، نه تنها میزان آن کاسته نشده است، بلکه میزان آن در سراسر دنیا و حتی در کشورهای پیشرفته افزایش چشمگیری داشته است (راتناواتی[1]، 2020، 73؛ پالومینو[2] و همکاران، 2020: 1). به دنبال انقلاب صنعتی، مهاجرت از روستاها به شهرها افزایش یافت و این سیل مهاجرت باعث افزایش ناآرامی­ها و بی‌ثباتی‌های اجتماعی و سیاسی و همچنین افزایش فقر شد (ماندا و بن داهو[3]، 2019: 247). با پدیدار شدن فقر و نابرابری­ها، واژه­ای به نام فرهنگ فقر[4] شکل گرفت که هنوز برای بسیاری از مردم ناشناخته مانده است. این مفهوم از جمله مفاهیم اصلی درزمینه­ی انسان‌شناختی می­باشد که در حوزه­های مختلف علوم اجتماعی، اقتصاد­، توسعه­، جامعه‌شناسی و همچنین گفتمان عمومی و رسانه­ها نیز نفوذ پیدا کرده است. این مفهوم برای اولین بار توسط اسکار لوئیس[5] مردم شناس آمریکایی مطرح گردید و این اصطلاح به واژگان علوم اجتماعی افزوده شد. این پژوهشگر، فرهنگ فقر را به‌عنوان مفهوم اجتماعی، اقتصادی و روان‌شناختی معرفی کرد که با بیکاری­های طولانی مدت­، تزلزل در روابط خانوادگی­، درماندگی و احساس وابستگی به دیگران­، پایین بودن سطح مشارکت اجتماعی و درنهایت از دست دادن اعتمادبه‌نفس و بیگانگی از جامعه ارتباط نزدیکی دارد (همزه­ای و دیگران، 1391: 211). اصطلاح فرهنگ فقر در کاربرد انسان‌شناسی الگویی از زندگی است که از نسلی به نسلی سپرده می‌شود. بدین معنا فقر تنها به معنای محرومیت اقتصادی، بی‌سازمانی یا کمبود بسیاری از چیزها نیست بلکه فقر دارای ساخت است، مکانیسمی عقلایی و تدافعی دارد که بدون آن فقرا به‌زحمت می­توانند به زندگی خود ادامه دهند به‌عبارت‌دیگر شیوه­ای از زندگی است. بر اساس الگوی اسکار لوئیس، فرهنگ فقر شامل نابسامانی اقتصادی (بی­پولی، قرض گرفتن از همسایگان، خرید اسباب و وسایل کهنه و خرید اندک اندک مواد غذایی)، بی‌تفاوتی اجتماعی (درگیری با همسایگان و مشاجره، عدم علاقه به دنبال کردن اوضاع سیاسی)، بی‌تفاوتی خانوادگی (کوتاه بودن دوران کودکی، عدم برخورداری از حمایت والدین، مشاجره و ترک خانه توسط والدین)، ناامیدی (ناامیدی نسبت به بهبود اوضاع زندگی و تغییرات در زندگی خود) و حس تعلق محلی (حس تعلق داشتن به یک محله حتی در صورت امکان رفتن به محلات بهتر) است. در این بین، نابرابری و فقر در زنان بیشتر از مردان است (برادشاو[6] و همکاران، 2017: 1667).

ارتقای سطح رفاه و کیفیت زندگی زنان نیز جز لاینفک فرآیند توسعه است. زنان، مدیران فعالی برای توسعه­ی پایدار می­باشند و در رشد اقتصادی نقش مهمی‌دارند. در حقیقت، توسعه­ی پایدار بستگی به نقش و مشارکت زنان در برخی از بخش­های جامعه دارد (دوی[7] و همکاران، 2021: 19). تحقیقات نشان داده است که با افزایش میزان توسعه در یک کشور، سهم زنان در نیروی کار شاغل نیز افزایش می­یابد (آکتر و احمد[8]، 2020: 150). در کنار نقش مهم زنان در توسعه و پیشرفت، بخشی بزرگی از جامعه زنان در فقر بسر می­برند. نتایج مطالعات حاکی از سهم نابرابر و بیشتر زنان از فقر است که غالباً در مفهوم زنانه شدن فقر انعکاس یافته است (شالچی و عظیمی، 1398: 115). فقر از طریق مؤلفه­های فرهنگی شامل نابسامانی اقتصادی، بی‌تفاوتی اجتماعی، نابسامانی خانوادگی و ناامیدی به ایجاد و افزایش آسیب در جامعه زنان در ایران دامن می­زند (عنبری و بقایی، 1393: 209). بنابراین مسائل اقتصادی و اجتماعی می­توانند بر روی فقر تأثیر داشته باشند.

ارتباط بین فقر و انحرافات اجتماعی، موضوعی نو و بدیع نیست. جوامع انسانی در طی حیات خویش به شکلی، با این دو مقوله همواره درگیر بوده­اند. ارتباط بین فقیران، گرسنگان و بی‌خانمان‌ها با سارقان، قاتلان، معتادان در حوزه‌های مختلف علمی از قبیل، علوم اجتماعی، اقتصادی و روان‌شناسی، موضوع تحقیق و پژوهش‌های مختلف قرارگرفته و از منظرهای گوناگون به آن پرداخته شده است؛ به گونه‌ای که در هر زمان و به تناسب شرایط، امکانات و فضای جامعه، راه‌حل‌هایی متناسب با آن در نظر گرفته شده است. با شکل‎گیری «نهضت علمی» و آغاز بررسی‌های علمی پدیده‌های فیزیکی، طبیعی، انسانی و اجتماعی، فقر و انحرافات اجتماعی نیز از موضوعاتی بود که به‌طور تقریبی از یک‌صد سال پیش، با کمک ابزارهای علمی جدید، مورد کنکاش علمی قرارگرفته و نظریه‌ها و تئوری‌های جدیدی در این رابطه ارائه گردیده است. برای شناخت رابطه فقر و انحرافات اجتماعی به‌طور منطقی ابتدا باید از تعریف این دو مفهوم آغاز کرد و سپس رابطه­ی آن‌ها را مورد بررسی قرار داد و درنهایت پیامدهای فقر و تأثیر آن بر انحرافات اجتماعی بیان گردد. در جامعه‌شناسی فقر را معمولاً برآورده نشدن نیازهای اساسی بشر به حد کفایت، در نظر گرفته­اند. امروزه نیازهای مادی بنیادین انسان را بدین‌وسیله برمی‌شمارند: خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و درمان، آموزش، نقل‌وانتقال، تشکیل خانواده، ورزش و اوقات فراغت. برخی محققان این نیازها را به سه گروه اساسی تقسیم می‌کنند که عبارت‌اند از: تغذیه، سرپناه و سلامتی که در صورت نبودن آن‌ها، حکم به فقیر بودن فرد در جامعه می‌کنند (محمدپور و علیزاده، 1390: 166).

لوئیس ویژگی­های مشترک جمعیت دارای فرهنگ فقر در مکزیک را میزان نسبتاً بالای نرخ مرگ‌ومیر، کم بودن طول عمر، بالا بودن گروه‌های سنی جوان می‌داند و خصیصه­های مشترک آنان ازنقطه‌نظر اقتصادی-اجتماعی به این صورت بیان می­کند. از دیدگاه اقتصادی فقر شامل مبارزۀ دائم برای زنده ماندن، بیکاری و کم‌کاری و مزدهای پایین، شغل‌های بی‌مهارت و متنوع، کار کردن کودکان و نبودن پس­انداز، کمبود ذخیرۀ مواد غذایی در خانه، خرید مکرر مواد غذایی به دفعات برحسب احتیاج و قرض گرفتن از نزول‌خواران محلی با بهره سنگین، استفاده از لوازم و البسه دست دوم، شیوه­های اعتبار غیر رسمی متشکل از همسایگان در نظر گرفته است. از دیدگاه اجتماعی نیز فقر شامل زندگی در محله­های پرجمعیت، نداشتن فراغت، گروه جویی، مشروب‌خواری، توسل مکرر به خشونت در فرونشاندن دعواها و تربیت کودکان، گرایش به خانواده‌های مادر مرکز، سلطۀ خانوادۀ هسته­ای، تمایل قوی به اقتدارگرایی و استحکام خانواده و جایگاه ویژۀ پدر در رأس خانواده­ای یکپارچه و اقتدارگرا و بی‌تفاوتی در نظر می­گیرند. هردوی عوامل اقتصادی-اجتماعی به شکل قابل‌توجهی باهم نزدیک هستند و ارتباط معنی­دار و دوطرفه‌ای می­توانند باهم داشته باشند که این ارتباط دوطرفه می­تواند به افزایش فرهنگ فقر دامن زند. با توجه به ارتباط و نزدیکی پایگاه­های اقتصادی و اجتماعی و نقشی که می­توانند در کاهش فقر داشته باشند، بهبود این سرمایه­ها ممکن است به کاهش فرهنگ فقر کمک نماید.

در این بین استان کرمانشاه و شهرستان کرمانشاه از جمله فقیرترین استان­های ایران است. علت بخش عمده‌ای از جرائم و تخلفات در استان کرمانشاه، فقر و بیکاری است و این استان با دو میلیون نفر جمعیت که حدود یک‌میلیون نفر آن در مرکز استان زندگی می‌کنند، حدود 120 هزار جوان بیکار دارد که این موضوع بستر مناسبی برای بروز آسیب‌های اجتماعی است. بخش بزرگی از این جوانان بیکار را زنان تشکیل می­دهند. در مطالعه­ای که بر روی زنان سرپرست خانوار در شهرستان کرمانشاه انجام شد، نشان داده شد که بیش از نیمی از زنان خانه­دار بودند و سرمایه­ی اولیه برای انجام کارهای کارآفرینانه را نداشتند و در فقر بسر می­برند (مشایخی و همکاران، 1400: 119).

با توجه به وضعیت این استان و مخصوصاً شهر کرمانشاه که جمعیت زیادی را به خود اختصاص و غالب این جمعیت را زنان بیکار تشکیل می­دهد، لازم بود که مطالعه­ای انجام شود تا به بررسی فرهنگ فقر و عوامل اقتصادی-اجتماعی تأثیرگذار بر روی آن بپردازد. شناخت و اجرای درست برنامه­های توسعۀ اقتصادی-اجتماعی و در نظر گرفتن سهم زنان در آن، می­تواند به پیشرفت و توسعه­­ کمک نماید و لازمۀ رسیدن به این هدف، بهره­مندی آن‌ها از سرمایه­های اقتصادی و اجتماعی جامعه است. وجود فرهنگ فقر در میان زنان مانعی بزرگ برای رسیدن به این مهم است­، پژوهش موردنظر ضمن مطالعۀ جامعه‌شناختی فرهنگ فقر در میان زنان به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا سرمایه­های اقتصادی-اجتماعی می­تواند فرهنگ فقر در زنان شهر کرمانشاه را تبیین نماید؟

[1] Ratnawati

[2] Palomino

[3] Manda & Ben Dhaou

[4] Culture of poverty

[5]. Lewis

[6] Bradshaw

[7] Dewi

[8] Akter & Ahmad


جستجوی نسخه الکترونیکی

برای سفارش این کتاب از طریق ارتباط با ما تماس بگیرید!


رزومه علمی مولف: 

((محل درج رزومه علمی و عکس مولف کتاب فوق))


جهت ارسال رزومه علمی و درج در این صفحه با ارسال فایل رزومه، عکس و فایل های خود، با اکانت ایتا یا واتس آپ 09100636002 پیام دهید.

جهت دریافت کارت شناسایی نویسندگی (مخصوص مولفان قانون یار) با دفتر مرکزی بنیاد علمی قانون یار تماس بگیرید.

((نمونه کارت صادره نویسندگان فرهیخته بنیاد علمی قانون یار))


اطلاعیه مهم

لازم به ذکر است کارت شناسایی به صورت فارسی و انگلیسی (با بهترین کیفیت) صادر می گردد...

با افتخار اعلام می‌شود کتاب حاضر توسط مجموعه ناشران وابسته به بنیاد علمی قانون‌یار به صورت الکترونیکی و فیزیکی چاپ و منتشر شده است.  بنیاد علمی قانون‌یار با بهره‌گیری از تجربه و توان تخصصی خود در حوزه نشر، آماده است آثار علمی، پژوهشی، دانشگاهی و تخصصی نویسندگان، استادان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به تألیف را در مسیر چاپ و انتشار همراهی کند. 

اگر شما نیز اثری ارزشمند برای انتشار دارید، می‌توانید با سپردن مراحل آماده‌سازی، اخذ مجوز، صفحه‌آرایی، چاپ و انتشار کتاب خود به مجموعه ناشران وابسته به بنیاد علمی قانون‌یار، گامی مؤثر در معرفی و ماندگار کردن اندیشه‌ها و دستاوردهای علمی خود بردارید. با پنج انتشارات وابسته به بنیاد علمی قانون‌یار، در خدمت شما هستیم. کتاب خود را به ما بسپارید و اندیشه‌ها و دستاوردهای علمی‌تان را ماندگار کنید.

همچنین به تمامی نویسندگان و مؤلفان، کارت مخصوص مؤلفان نخبه اعطا می‌شود.

کتاب شما، روایت ماندگار دانش و تجربه شماست؛ آن را با انتشارات های معتبر وابسته به بنیاد علمی قانون‌یار و چاپخانه اختصاصی این نهاد علمی و پژوهشی منتشر کنید. 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با دفتر مرکزی موسسه تماس بگیرید:


 (واحد پژوهش 02166979519) (واحد فروش 02166979526)  (واحد مشاوره 09196748625)

نظرات


+ افزودن نظر